باز فاطميه آمد و داغ در و ديوار تازه شد
و باز بايد به سراغ ماه برويم تا راز تنهايي و شب و چاه و سكوت و اشك را بگويد..
و از در و ديوار بپرسيم چه شد كه محسن پرواز كرد قبل از به دنيا آمدن
اين روزها آيه ي تطهير و سوره ي كوثر را آتش مي زنند
دست های قرآن را بستند و گل ياس عالم را پرپر مي كنند
اين روزا همه جا صحبت از ايام فاطميه است و همه از پهلوی شكسته و دست بسته حرف مي زنن
كه البته خيليم خوبه اما كمتر كسي درمورد شخصيت خانم حرف مي زنه
ما كه مسلما نمي تونيم بي بي رو بشناسيم چون فرمودند: كسي جز علي(ع) و پيامبر كسي نمي تونه بشناسدشون
اما بياين امسال با شناخت گريه كنيم
فاطمه(س) چه شخصيتي داشت كه اگر نبود دنيا به وجود نمي اومد
چي كار كرد كه شد ناموس خداوند و ناراحتيش ناراحتي و خشم خدا شد...
هرجا مطلبي در مورد خانم خوندم ديدم فقط راضي بودن به رضاي خدا
ايكاش فقط يه ذره مي تونستيم راضي باشيم..همين كافيه يعني اگه بتونيم فقط همينيه كارو انجام بديم بايد كلاهمون رو بندازيم بالا.
داشتم كتاب خدا كند كه بيايي سيد مدي شجاعي رو مي خوندم كه رسيدم به قسمت فاطمه
راز آفرينش زن اون قدر خانم رو قشنگ معرفي كرده كه حيفم اومد چيزي ننويسم
يه قسمتاييش رو مي نويسم اما توصيه مي كنم كسايي كه نخوندن حتما بخونن
اين طور نوشته:
فاطمه كسي است كه با نه سال زيستن همگام با علي، در گام گام علي و لحظه لحظه
علي و تنفس علي و سرنوشت علي تاثيري جاودانه و ملموس مي كند.
فاطمه عصاره ي مظلوميت علي است...
فاطمه حضور خدا در كربلا است و در كربلا فاطمه است كه نوه ها را داماد مي كند.
و فاطمه حسي محض است و حسين فاطمه ي محض است و حسين بي فاطمه...
به تحقيق مي توان گفت كه يكي از زيباترين، ملكوتي ترين، مقدس ترين، و در عين حال دست نيافتني ترين رابطه ها رابطه ي ميان فاطمه با خداست..
اي كاش مي تونستيم يه ذره از اون رابطه رو درك كنيم..