الهی،از خواندن نماز شرم دارم و از نخواندن آن شرم بیشتر... خدا گفت:"اقم الصلاه".ما هم گفتیم :چشم! اما این درسته که وقت نماز خوندن به همه چیز فکر کنیم جز کسی که داریم بخاطرش نماز می خونیم؟ از فرموده های الهی: "و هرکس در نماز،مشغول به غیر من باشد و به یاد من نباشد،پس آنکس گویا استهزا به من میکندو نمی داند که استهزا به خود کرده است و خود را از رحمت من دور کرده است و من می نویسم نام او را در دیوانِ زیانکاران و حشر می کنم او را در قیامت با ایشان"
در مورد نماز یک سری حرفها زدم اما خیلی هاش مونده... سجده ی در نماز، نهایت فروتنی و شکستگی رو می رسونه چون عزیزترین اعضارو (چهره و پیشانی) بر پست ترین اشیا (خاک) میذاریم و می گیم:"سبحان ربی الاعلی و بحمده" صفت اعلی در اینجا معنای قشنگی داره. یعنی،خدا! منِ بنده در برابر توی والا مقام و اعلی صفت به خاک افتادم تا تو رو بندگی کنم و بگم شکرت...! زیبا نیست؟ از علی (ع) درباره ی معنای سجده ی اول پرسیدند،فرمود: "تأویل آن این است که:خدایا! مرا از زمین و خاک آفریدی.تأویل سربرداشتن از سجده آنست که:و مرا از خاک برآوردی.سجده ی دوم یعنی:دوباره ما را به خاک بر می گردانی.و برداشتن سر از آن یعنی:بار دیگر ما را از خاک بر خواهی آورد." حضرت چه تعبیر لطیفی داشتن... فقط کافیِ توی نماز به این امر فکر کنیمِ یاد قیامت هم برامون زنده میشه ---روزی که همه سر از قبر در می آورند و در پیشگاه خالق خویش بازخواست می شوند--- او نوقت توی نماز چه رقت قلبی به آدم دست میده! یکبار امتحانش ضرر نداره... "و هوالذی احیاکم ثم یمیتکم ثم یحییکم ان الانسان لکفور"سوره ی حج آیه 66 "و او کسی است که شما را زنده کرد سپس می میراند سپس زنده میکند همانا انسان ناسپاس است" اول حرف از "عبد"بودنِ پیامبرِ...چرا ؟ چون حضرت هم مثل ما یک بنده بودن و با ما فرقی نداشتن در عبد بودن!اون حضرت هم انسان بودن...! اما ایشون یک فضیلت عظیم نسبت به ما داشتن و دارن اون هم پیامبر بودنشونِ .اگر حضرت محمد(ص) نبودن...ما مسلمان بودیم؟نماز می خوندیم؟... در مصباح الشریعه است:"معنای سلام در پایان نماز، امان است." یعنی هرکس فرمان خدا و سنت پیامبر رو با خضوع و خشوع انجام بده، از بلای دنیا و عذاب آخرت ایمن خواهد بود. ******* حاج ابراهیم!باز هم سلام!فقط یک سطر،نه بیشتر... حاجی!تازگیها کمتر این ورها سر میزنی..دلتنگ توام.می دانم تو فقط برای من نیستی.اما،قدری صبر کن و بیشتر بمان...تا کمی آرام بگیرم! حاجی؟!هستی؟! همسرت می گفت وقتی عبادت می کردی به تو حسادت می کرد.از بس که زیبا نماز می خواندی...به ندرت نمازی از تو می دید که در آن اشک نباشد! حاجی!برای ما هم دعا کن تا از آن نمازها بخوانیم...هنوز زمزمه هایت در یادم هست، ناله هایی که نیمه شبها بین نماز، نجوا میکردی: بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا /// بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده /// تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا به اولین "پیوند روزانه" حتما سری بزنید: ...السلام علیک یا ابا عبدالله... دعا فراموشتون نشه

+ نوشته شده در سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 2:54 توسط نغمه |
حرف از خداست و حلاوت عبادتش... ممکنه این شیرینی رو تا حالا چشیده باشین اما اگر نچشیدین به حرفام گوش کنین ضرر نمی کنین،شاید به جاهای خوبی هم رسیدین.بهتر دیدم از نماز بگم و حکمت هاش: امیر المومنین (ع) هنگام وضو گرفتن، از خوف خدا رنگ چهره اش می پرید و هنگام نماز می لرزید.چون علتش را می پرسیدند،می فرمود :"وقت آن رسیده که امانتی را به خدا پس بدهم که چون به آسمان ها و زمین و کوهها عرضه کردند، انها از پذیرش سر باز زدند و هراسیدند" —مصداق صریح این حدیث آیه ی 72 سوره ی احزاب وقتی مولای ما با اون همه مقام معنوی اینطور می گن ما چی بگیم؟ما به اندازه ی ذره ای در برابر خدا ترس داریم؟موقع خوندن نماز فقط به خدا توجه داریم؟ امام صادق (ع) فرمودند :"به خدا سوگند!خدا در کلام خود بر بندگانش تجلی کرده است ،ولی آنان نمی بینند."حرف خیلی سنگینه ! اینکه خداوند در آیات تجلی کرده در حالیکه ما چشم دیدنش رو نداریم... دقت کرده بودین ما برای شروع صحبت با خدا اول دم از خودش می زنیم ؟ می گیم خودت گفتی : "بسم الله الرحمن الرحیم.الحمدلله رب العالمین.الرحمن الرحیم. ... ". و بعد از این سوره های قشنگ تعظیم می کنیم و سری خم می کنیم که: "رکوع در اول است و سجود در مرتبه دوم.کسی که رکوع کند،شایستگی سجود می یابد.در رکوع "ادب"است و در سجود "قرب" و هرکه ادب را نیکو به جا نیاورد ،شایسته ی قرب نیست."امام صادق (ع) تا یکی رو دوست داریم هرچی می گه گوش می کنیم اما امان از روزی که کسی رو دوست نداشته باشیم..هممون می گیم "خدا دوست دارم" و هرروز لااقل 10 بار می گیم ایاک نعبد و ایاک نستعین...اما واقعا بهش عمل می کنیم؟در مقابل می گیم خدا منو از وسوسه های شیطون حفظ کن.خدا نذاری شیطون گولم بزنه..و از شیطون بیزاریم!اما در هنگام عمل تا یک حرف نامربوطِ شیطون رو می شنویم... از همین می شه نتیجه گرفت که ما عاشق واقعی خدا نیستیم فقط حرفشو می زنیم!اگر واقعا دوستش داشتیم هرچی می گفت می گفتیم چشمو عمل می کردیم(بی چون و چرا!) ولی در اصل بیشتر حرف شیطون رو گوش می دیم تا حرف خدا. یک نکته میگم خوب دل بدین.. ابی اسامه گوید از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: "و بر شما باد به رکوع و سجود طولانی..زیرا اگر کسی از شما رکوع و سجده اش را طول دهد،شیطان از پشت او فریاد بر می آورد و می گوید:ای وای که او فرمانبرداری کرد و من نا فرمانی و او سجده کرد و من از سجده خودداری کردم"می بینین؟شیطون نمی تونه ببینه ما با خدا حال می کنیم... شهید آوینی: "نماز بلندترین فریادهاست و قامت ما به بلندای نماز است.یعنی قدرت ما را باید در نمازمان جست." توی عباداتتون حالی پیدا کردین ما رو هم یاد کنین،شده با یک صلوات.


+ نوشته شده در سه شنبه 18 اردیبهشت1386ساعت 19:19 توسط نغمه |
حاج ابراهیم،سلام! امروز برای تو نوشتم ...فقط برای تو!
حاجی!دلتنگ حسینیه ات شدم.... و دلگیر طلائیه... وقتی صدایت همه جا طنین انداز است چطور بگویم تو نیستی تو مُردی و خاموش و بی خروش به زیر خاک پوسیدی؟نه!!تو زنده ای!همان که می خواست شهیدی در کنار مزارت به خاک بسپارد می گفت،وقتیکه خاک کنار قبرت ریزش کرد به عینه دید که تو زیر خاک ،سالم،آرام گرفتی..بی هیچ نقصی!انگار پس از سالها... تازه به خاک سپردنت! حاجی!هراس نیست،از مرگ!از قبر!وقتی از تو می شنوم و تو را راهنمای راهم می بینم!
"من از تو هیچ نمی دانستم وقتی که نامت را از این و آن می شنیدم ،تنها چیزی که مرا به تو خوشبین می کرد نام شهید بود که پیشکش حاج ابراهیم شده بود... فقط می خواندم:سردار شهید حاج محمد ابراهیم همت
من ساده تر از هر آن چه فکر کنی از تو می گذشتم بی آنکه بیندیشم به ذبح بزرگت،اسماعیل!
حاجی!من بی وفا بودم...وهستم.اما گوشه چشمت مرا بس بود!تنها زمزمه هایت به گوشم رسید.همین!اما تلنگری بود،برای با تو زیستن!با تو حرف زدن!از توشنیدن!از تو گفتن و به تو رسیدن!...
جائیکه تو از خود گذشتی و مهدی و مصطفی و پدر و مادر و همسرت را ترک گفتی ..و مرا نیز..
می دانستی طلائیه دلم را خون می کند؟ چند وقتی است در آرزویش بی تابم...بی تاب...و بی تاب
حاجی!بی توفیق بودم که قتلگاهت را ببینم.بی توفیق بودم که قدمگاهت را ببویم.حالا، از تو که می نویسم ،باورم شده که مرا مدیون خود کرده ای تا همیشه...
می گفتند بی سر رفتی!و چه خوب حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را به من نشان دادی.
همسرت می گفت،روز آخر دل کَندنت را دید...می دانم چه سخت بود وقتی که مهدی بابا بابا کنان رو به رویت می چرخید و تو با سردی او را نظاره می کردی.حاجی!دلم پُر است،تا یادت در دلم جاریست این دل بی قرار می ماند.آخر از عاشقی تو چنان شنیده ام که من هم شوق عاشق شدن دارم.چه زیبا با خدا بودن را نشانم دادی.
دوستانت از آن شبی می گفتند که به آسمان نگاه می کردی و می گریستی..از تو پرسیدند:چرا؟با چشمانِ بصیرت ،دوستانت را هم هشیار کردی.تو فهمیده بودی هر جا بچه ها پا می گذارند،ابر،جلوی ماه را می گیرد و دشمن دید ندارد تا بچه ها به سلامت بگذرند.و تو امداد خدا را می دیدی.دیگران را هم به وجد می آوردی..
همسرت می گفت نیمه شب ها به سجده می رفتی و چهره می شستی با اشک...سوز و ناله ات را شنیده بود .می دانست هر بار نماز می خوانی دل تطهیر می کنی و اشک می ریزی.
حاجی!شنیده بود زمزمه هایت را..وای که با دلم چه کردی حاجی..شنیده بود که می گفتی:
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا... بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا...
حاجی!همراهم بمان و از او بخواه مرا توفیق دهد تا باز هم از تو بنویسم..."
+ نوشته شده در پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 0:32 توسط نغمه |
تازگیا بیرون رفتین؟خیابون..دانشگاه..طبق اعلام قبلی با افراد خاطی برخورد می شه!! ما هم خرسند از این مساله که شاید سبب شد مدتی آلودگی اخلاقی جامعه کمی فروکش کنه.اما...یه اما داره که خیلی مفصّله. نمی دونم نظر شما چیه اما به نظر من اگه این حرکت مقطعی باشه فایده ای نداره شاید بدتر هم بشه! در ضمن به تنهایی کافی نیست باید فرهنگ سازی بشه... البته نوع برخوردها باید سالم باشه که باعث دین زدگی نشه . خدای منان هم برای نهی از منکر این روش رو امر فرموده، وقتی به حضرت موسی(ع) و برادرش فرمان داد : "بروید به سوی فرعون همانا او سرکش است.پس با او به نرمی سخن بگویید شاید که متذکر شود یا بترسد." البته اونطور که ما از نیروی انتظامی شنیدیم این اصل رعایت می شه.اول تذکر بعد دستگیری بعد احضار پدر و مادر و اگر وضعشون خیلی بد بود نهایتا دادسرا! البته طبق شرع باید!!! نگاه نکنن.اما طبق همون شرع این عزیزان هم باید!!! مراعات کنن... شاید نمی دونن که دین اسلام در این زمینه خیلی حرفا داره که با دلیل و منطق هم هست...خداوند رحمان به پیامبر امر کردند: به مردان مومن بگو:"قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون"سوره ی نور آیه ی 30 به زنان مومن بگو:"و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لا یبدین زینتهن الا ..."سوره ی نور آیه ی31 حتی توی قرآن یک پوشش هم پیشنهاد شده که از نظر خداوند مناسبترین پوشش برای خانومهاست. " ای پیامبر به زنان و دختران خود و زنان مومن بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند که این کار برای اینکه آنها (به عفّت و حریّت) شناخته شوند تا از تعریض و جسارت (هوس رانان) آزار نکشند بر آنان بسیار بهتر است و خدا آمرزنده و مهربانست" توی پیوندهای روزانه ی وبلاگ می تونید توضیحات بیشتری رو ببینید:"حجاب" از منظر قرآن یه سری می گن دوست دارن مطابق با شأنشون لباس بپوشن!!!خب بپوشن!اما نه هر جایی....!!! من با هیچ کدوم از این عزیزان پدر کشتگی ندارم .هرچی باشه خواهر،برادرای دینی خودمن! اماهیچ دوست هم ندارم یه روزی بیاد که این دوستان از من و امثال من شاکی بشن...که چرا...و چرا..و چرا...؟ درسته که هرکس حق داره اونطور که می پسنده لباس بپوشه اما باید به دیگران هم احترام گذاشت و پوششی متعارف با عرف داشت.مگه ما توی یک جامعه زندگی نمی کنیم؟اونم از نوع اسلامیش...که براش کلی جوون دسته گل خون دادن...جون دادن...تموم زندگیشونو دادن...برای اسلامی بودنش ...برای امنیت داشتنش...وبرای... خب....از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتر است... قرارم این بود که هر دفعه از شهدا بنویسم.هر چند... نام:سردار شهید حاج محمد ابراهیم همّت یادگاری شهید: پدر و مادر!من زندگی را دوست دارم ،ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویش را فراموش و گم کنم، علی وار زیستن و علی وار شهید شدن ،حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست دارم.الگوهای جاوید یک مومن از بندهای هوس رستن است و من این الگو را نیز دوست داشتم، شهادت در قاموس اسلام کاری ترین ضربات را بر پیکر ظالم و شرک و الحاد می زند و خواهد زد،تاریخ اسلام این را ثابت کرده است. –فرازی از وصیت نامه- امام محمد باقر (ع) روایت کند که امام سجاد(ع) فرمودند: به هوش باشید و از بی رغبتانِ به دنیا و رغبت کنندگانِ در آخرت باشید، آگاه باشید که بی رغبتان به دنیا زمین را فرش خود و خاک را بستر خود و آب را مایه ی خوش بویی خود گرفته اند و خود را به نیکو بریدنی از دنیا بریده اند. درباره ی شهید همّت حرفها دارم.این پست طولانی شد.ان شاالله ادامه حرفام در پست بعدی...


+ نوشته شده در جمعه 7 اردیبهشت1386ساعت 20:38 توسط نغمه |
باران ببار که دل ما گرفته است...می خواستم فضارو عوض کنم.اما ،دل رخصت نداد و نشد...هنوز هم حرف دلتنگیه ... شاید جنوب بهانه ای بود برای یاد کردن از شهید و شهادت.که یادش فقط مال دیروزها نیست،مال هرروزه... حرف همیشه است .حتما شنیدی که شهید زنده است.
آدرس بدم؟آیه ی169 سوره آل عمران نمی دونم حس کردی یا نه!زنده بودنش رو ..نفس کشیدنش..خنده هاش..گریه هاش تا اینجا رو گفتم و الباقی...بماند.تصمیم دارم از شهدا بنویسم و از مرامشون.هرچند مختصر.ممکنه پشت سر هم نشه اما سعیمو می کنم . نام: سردار شهید غلامحسین افشردی حالا که خوندی شهیدرو با این حدیث بسنج.. امام صادق(ع) فرمودند: مردم را با غیر زبانتان(یعنی با کردارتان)بخوانید تا از شما پارسایی و کوشش و نماز و خوبی را ببینند.زیرا این امور آنان را (بسوی حق)فرا می خواند.
"ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون"
خواستم راز دلم پیش خودم باشد و بس...در می خانه گشودند و چنین غوغا شد
...یا حسین...
معروف به:حسن باقری
یادگاری شهید:امام صادق علیه السلام اشاره که می کرد اصحابش از قبیل "هارون مکی"می رفتند توی تنور داغ.بسیجی ها هم این جوری اند،اینها پدیده ی جدید خلقت اند.
از زبان همرزم شهید،سردار فتح الله جعفری : ارتباطمان با حسن باقری دو گونه بود ، یکی ارتباط عاطفی بود که حسن با همه داشت،یکی دیگر ارتباط کاری.من تلاشم بر این بود که در ماموریتها با حسن بروم.چون از نظر مسائل تربیتی و اخلاقی خیلی برایم تاثیر گذار بود. حسن خیلی اطلاعات داشت،وقتی باهاش حرف می زدی ،در هر لحظه از او اطلاعات می گرفتی .چیز یاد می گرفتی هم نظامی ،هم اخلاقی ،توی هر زمینه ای.
دیگران را نسبت به خودش ترجیح می داد.ما که هم ردیف ایشان نبودیم.زیر دستشان بودیم.همین نوع برخوردش با زیر دستها کم کم روی ما تاثیر گذاشت.یعنی آن چیزی را که باید به ما نصیحت می کرد ،در عمل می گفت.این برخورد باعث می شد جاذبه ای بین افراد بوجود بیاورد،هم تیزهوش بود هم پرکار.علت موفقیت حسن در جنگ اطلاعات بود.حسن دشمن را پیش بینی می کرد.اطلاعات داشت و می گذاشت کنار همدیگر. -گزیده ای از مجله امتداد ش14-.jpg)
کتاب جهادالنفس وسائل الشیعه-حدیث195
+ نوشته شده در سه شنبه 4 اردیبهشت1386ساعت 2:22 توسط نغمه |